تبليغاتX
نامهربون
عشقولانه
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:24  توسط حميد رضا  | 

تو براي من مثل خواهر ميموني ! يعني :خيلي زشتي !!!

 فاصله سنيمون كمي زياده ! يعني : خيلي زشتي !!!

 من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني : خيلي زشتي !!!

 من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني :خيلي زشتي!!!

 من دوست دوختر دارم ! يعني : خيلي زشتي !!!

 تقصير تو نيست تقصير منه ! يعني : خيلي زشتي !!!

 من الان توجهم به كارمه ! يعني :خيلي زشتي !!!

 من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني :خيلي زشتي !!!

 بهتري فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتباكي زشتي !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:3  توسط حميد رضا  | 

هيچ وقت به دنبال محبت نگرد بلكه خودت محبت بيافرين

 كسي را براي دوست داشتن انتخاب كن كه قلب بزرگي داشته باشه

 تا مجبور نشي براي اينكه در قلبش جا بگيري خودت رو كوچك كني

 هيچ وقت به كسي دل نبند

 چون اين دنيا انقدر كوچيكه كه توش در تا دل كنار هم جا نميشه

 ولي اگه دل بستي

 هيچوقت ازش جدا نشو

 چون اين دنيا اينقد بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني  

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:0  توسط حميد رضا  | 

قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
 
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .


و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

ویکتور هوگو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:19  توسط حميد رضا  | 

قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي اولش قشنگ باشد.

قرار نبود كسي سختش باشد بگويد دوستت دارم.

قرار نبود كسي به هواي شكستن دل ديگري بماند.قرار بود هر كس به هواي شكستن دل خودش بماند،(به كدام هوا مانده اي تا به حال؟)

قرار نبود ديوانه اي براي شكستن ديوانگي طلب زنجير كند.

قرار نبود عشق كسي را از ديگري سير كند.

قرار نبود كسي جز خودمان روي دلهامان تاثير كند.

قرار نبود هر كس سرش گرم شد دلش را هم سرگرم كند،غافل از آن كه ديگري با سردي او و گرمي او يا گرماي ديگري از هرچه گرمي است دلسرد شود.

قرار نبود هرچه قرار نيست باشد.

قرار نبود قراري باشد كه قرار نيست.

قرار بود با هم بر سر هرچه قرارست قرار بگذاريم.

قرار تنها بر بي قراري بود براي بر قراري.

خوب بگذريم.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 8:24  توسط حميد رضا  | 

باران می خواهم

بی هیچ تحمل

هوا می خواهم

بی هیچ کتمان

در این هوای بارانی

تو را می خواهم

بی هیچ تحمل کتمان

***

چه بغض بسته ای ست تمنا

در این زمین کویری ترک خورده

چه جان خسته ای ست در من

در این بی کرانۀ ابری .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:58  توسط حميد رضا  | 

 

 

عشق

*عشق. فراموش کردن خود

 در وجود کسی است که

همیشه و در همه حال

ما را به یاد دارد*

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:44  توسط حميد رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 2:24  توسط حميد رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 2:22  توسط حميد رضا  | 

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است

ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو

ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

 

 

                                               ************************************

آخه يكي به من بگه چيكار كنم!!!!!

وقتی گريه کردم گفتند بچه ای وقتی خنديدم گفتند ديوونه ای وقتی جدی بودم گفتند مغروری وقتی شوخی

کردم گفتند سنگين باش وقتی حرف زدم گفتند پر حرفی وقتی ساکت شدم گفتند عاشقی حالا هم که عاشقم

می گويند:

                                گناهه

 

                           ***************

 

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت

توهست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي

من نسبت به توهست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده

و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان

همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر

اشتياق راستين من نسبت به توهست اگر كلمه

                             دوستت دارم كد زندان من و توهست پس با تمام وجود فرياد ميزنم...

 

دوستت دارم

 

                  *****************

محبت چیست؟...

محبت دیدن نیست. شنیدنی نیست. گفتنی نیست. محبت واژه ای است به تمام معنا محبت را می توان در برگ ها و شکوفه ها و در ختان زیبای بهاری و سرودهای تناور یافت و ذره ذره طعمش را چشید در راه محبت جان باید داد در راه عشق امتحان باید داد اسکی از چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 2:13  توسط حميد رضا  | 

اگر کليد قلبي را نداري ........قفلش نکن .

اگر کسي را دوست داري....خردش نکن .

اگر دستي را گرفتي ......... رهايش نکن .

مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند .


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:42  توسط حميد رضا  | 

با وفا ترين همسر

 از عارفي پرسيدند وفادارترين مردي که ديدي که بود؟ او گفت: جواني که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمي دانست همسرش کيست و چه شکل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان برخورد مي کرد شرم و حيا پيشه مي کرد و خود را کنار مي کشيد. او وفادار ترين مردي بود که در تمام عمرم ديده بودم

غروب زيباست و زيباتر از غروب هنگامي که انتظار در آن ديده شود .

وقتي که در کنار نخل زندگي دستا نم را به سوي آسمان دراز مي کنم و فرياد برمي آورم که اي عشق چگونه مي تواني مرا در تنگناي هستي  جدا سازي وتنها بگذاري !

اي زيباتر ازمن ؛در ياب مرا که در ميان اين نخل ها گم گشته ام .

ديگر نمي دانم چه فريادي بر آورم ؛ که اي نازنين مرا در اين دنياي بي روح رها نکن .

مرانگذار به بي وفايي هاي آسمان تکيه کنم .

اي عزيز ؛ قربا ني حسرت, غرق در مرداب

من هستم من

وآن کسي که تنها اميدش غروب است که تکيه بر نخل کند وتا مي تواند گريه هاي خو يش را همدم خويش کند  .

من هستم من

هيچ وقت براي كسي گريه نكن چون هيچ كس ارزش اشك تو را ندارد و آن هم كه ارزش اشك تو را دارد طاقت ديدن اشك تو را ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:27  توسط حميد رضا  | 

اموخته ام كه: تنها كسي كه مرا شاد مي كند.كه مي گويد تو مرا شاد كردي

 

اموخته ام كه: گاهي مهر بان بودن .بسيار مهمتر از درست بودن است.

 

اموخته ام كه: هرگز نبايد به هديه اي كه از طرف كودكي داده مي شود نه گفت.

 

اموخته ام كه: در اغوش داشتن كودكي به خواب رفته. يكي از ارامش بخش ترين حس هاي دنيا را درون ادمي بيدار ميكند


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 3:18  توسط حميد رضا  | 

هرگاه خدا تورا به لبه ی پرتگاهی هدایت کرد

 

 

به او اعتماد کن

 

 

چون یا تورا از پشت خواهد گرفت

 

یا پرواز کردن رابه تو خواهد آموخت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 3:17  توسط حميد رضا  | 

همیشه به بلنــدی شــب یلدا مــی خندیــدم ..

بلند ، طولانی ، ماندگار ...

فقـــط بــرای 1 دقیقـــه

چقدر خندیدم بــرای این 1دقیقـــه !

اما آن روز که بار سفر بسته بودی و گفتم 1 دقیقـــه بیشتر بمان و تــو گفتی :وقت تنــگ است ، کوله بــار بــاید بســت ، بــاید رفــت !

آن روز فهمیدم ایــن 1 دقیقـــه های خــاکستــری چه غـــوغــاهــایی می کنند ..

۱ دقیقـــه بــا تــو بودن چقدر :

مهــــــم ، طولانـی ، مــاندگار اســت !

چقدر گریســـتم بــرای این 1 دقیقـــه !   

 

                                                  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:54  توسط حميد رضا  | 

 

P30download - پی سی دانلود